تبلیغات
وبلاگicon
،

حرکت

، گروه استشهادیون - غواص ها مظلوم اند...
 
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا...
درباره وبگاه
می نویسم درباره ی شبنمی از گلبرگ حیات.... درباره ی ریحانه های بهشتی ایثارگر... زنانی عالمه که علم، حجاب اکبرشان نشد، بلکه آنان را زودتر به مقصود نهایی و خالق مهربانشان رسانید....

روزی که شود اذا السماء انفطرت
وانگه که شود اذا النجوم انکدرت
من دامن تو بگیرم اندر سئلت
گویم صنما بأی ذنب قتلت؟
عشق تو مرا ألست منکم بوعید
هجر تو مرا إن عذابی لشدید
بر کنج لبت نوشته یحیی و یمیت
من مات من العشق فقد مات شهید....

این وبلاگ با هدف معرفی شهدای انقلاب اسلامی ایران ، شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای حزب الله و شهدای زن ایجاد گردیده است .
ساعت وبلاگ
ساعت فلش مذهبی
نویسندگان وبگاه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
شهدای شاخص
نظرسنجی
وصیت نامه شهدا
کارنامه عملیاتها
تاریخ وبلاگ
تاریخ روز
نوای وبلاگ
غواص ها مظلوم اند...
نویسنده یه خادم شهدا در 07:13 ق.ظ | یک گل لاله بکارید()

امروز رو با احترام به شهدای مظلوم غواص آغاز می کنیم. حکایت مردانی  که دریا به وسعت

سینه هاشان رشک می برد. مردانی که از ژرفای آب به بلندای آسمان پر کشیدند...

کاستی اش را بر ما ببخشید. 

غواص بسیجی شهید مسعود شادکام...

نوجوانی که در سن 17 سالگی شهید شد...

نوجوانی از دیار خراسان...

مردی در ظاهر کوچک اما باطنش خیلی بزرگ بود...

در هوای نزدیک به 50 درجه جنوب کشور در زمان صرف ناهار تا ظرف غذای آخرین نفر رو بدستش نمی داد سر سفره نمی نشست




شکلک های محدثه

رفقاش هر چه بهش می گفتن مسعود جان بیا داداش شما خیلی تحملت کمه شما زودتر شروع کن

می گفت نه

چقدر لباسای رفقای غواصشو شست...

آخه وقتی از آب گل آلود کارون بعد آموزش غواصی می اومدم خیلی لباساشون کثیف و گلی بود

مسعود می دوید و لباسای رفقاشو می شست.

مسئول آسایشگاه می گفت شام که می خوردیم یه عده که اومدن بودن جبهه برای خوش گذرونی

می دویدن مسواک می زدن و سریع پتو های خوب رو از تو پتو خانه در می آوردن و

پتو های نرم رو جدا می کردن و سریع می رفتن یه جای دنج رو پیدا می کردن واسه خواب

ولی یه عده مثل مسعود اینقدر بیرون دور می زدن و خودشون رو مشغول خوندن قرآن و

راز ونیاز می کردن تا بتونن از این فضا برای کنترل نفسشون هم کمک بگیرن

آخه جای تعجبه یه نوجوون که یه روز هم سر هیچ کلاس حوزوی نرفته این رفتار ها که

ازش سر می زد عجیب بود

ولی در زیر سایه امام خمینی ره و آقا جلیل فرمانده گردان بودن همچنین نیروهایی چندان عجیب هم نبود

مسئول آسایشگاه بچه های غواص می گه شبا که بلند می شدم تا سری به غواص ها بزنم می دیدم

مسعود جا نبوده رو بیرون آسایشگاه رو کفش ها خوابیده اونم روش یه پتوی خیلی کهنه و زبر انداخته البته این نکته رو هم بگم تنها

مسعود نبوده یه سری دیگه از رفقاشم بودن مثل خود آقا جلیل که از پتوهای زبر استفاده می کرده.

مسئول آسایشگاه که الان جزو جانبازان سرافرازمون هست می گه قسم می خورم اونهایی

که بدنبال پتوی نرم و جای گرم و نرم بودن شهید نشدن...

قبل عملیات کربلا چهار اعضا کادر گردان دور هم جمع میشن

گردان به چند دسته تقسیم میشه و هر دسته رو می سپارن به یه نفر کار بلد

دسته ای که مسعود توی اون بوده جزو دسته هایی بوده که از همه جلوتر به آب باید می زده

رسیدیم به شب کربلا چهار

ابتدای عملیات جزیره بوارین در کنار اروند

قبل عملیات بچه های پشت سر روحانی کاروان به نماز می ایستند

همه وسایل غواصی رو آماده کردن

راوی می گه تا روحانی کاروان تکبیره الحرام گفت

اکثر غواص ها زدن زیر گریه

خیلی شرایط سختی بود

آخه تا دقایقی دیگر در چند متری دشمن باید عملیات انجام بدن

شاید تا ساعاتی دیگر خیلی هاشون شهید بشن

پس واسه خیلی ها آخرین نماز بود

می گه بعد نماز ما بزور و با التماس و قسم بچه ها رو از تو آغوش هم دیگه جدا می کردیم

شرایط سختی بود

راوی می گه تو اون موقع شب من دور وایساده بودم

میگفت یه وقت بچه ها اومدن با اون لباس های مشکی شون

می گفت با خودم گفتم شما کجا دارین می رین

یه ساعت دیگه معلوم نیست چی بشه

راوی می گه من خودم مسئول یه دسته بودم

می گفت یه طناب درست کرده بودیم که بچه ها دور دستشون حلقه کنن تا منظم تو آب شنا کنن

می گفت من طناب رو دور دست بچه ها حلقه کردم

وچون مسئول آموزش بودم یه سر باید می رفتم پیش فرمانده

به یکی از بچه ها گفتم این سر طناب رو بگیر و به هیچ کس غیر خودم نده

چون هوا خیلی تاریک بود و اگه طناب به هم می ریخت خیلی مشکل بود درست کردنش

تو اون تاریکی

می گفت یه سر رفتم پیش آقا جلیل و برگشتم دیدم اون اتفاقی که نباید می افتاده ، افتاده و طناب

بهم ریخته

راوی می گه من تو اون تاریکی یه چند تا لگد به اون کسی که طناب رو درست نگرفته بود زدم

بعدشم شروع کردم به درست کردن طناب

می گه یه وقت دیدم یه نفر از بچه های کادر اومد گفت فلانی چیکار می کنی زود باش داره دیر میشه

راوی می گه من تو این لحظه یه گله بزرگ به خدا کردم که چرا اینجوری شد

می گفت تو این فکر بودم که یهو دیدم خط دشمن بیدار شد و شروع کرد به زدن آب اروند

و هواپیماهای دشمن هم شروع کردن به منور ریختن

یه جهنمی به پا شد

تا به خودمون اومدیم دیدیم یه سری دسته های گردان وسط آب گیر کردن نه راه پس دارن و نه راه پیش

و مسعود هم جزو همون دسته های جلو بود که گیر کرده بودن و خیلی هاشون شهید شدن

راوی می گه تا این شرایط رو دیدم

دسته خودم رو عقب گرد دادم به داخل سنگرها

در این حین یه بنده خدایی از لشکر اومد و به من گلایه کرد که شما با اجازه کی دسته رو

عقب گرد دادی؟

راوی می گه من دیدم راست می گه

بهش گفتم می گی چیکار کنم

طرف می گه: باید دستور از فرماندهی بیاد شما نمی تونی سر خود تصمیم بگیری

راوی می گه دیدم راست می گه

گفتم چشم

می گه در این حین یهو دیدم مسئول اطلاعات لشکر اومد

می گه خوشحال شدم

بهش گفتم فلانی چیکار کنیم

می گه اونم گفته فلانی عملیات لو رفته نیروهاتو سریع بگو برن هر جا می تونن پناه بگیرن

راوی می گه:

بعد عملیات کربلا 4 فهمیدم که حکمت اینکه اون طناب اینجور گم شد این بود که

اگر ما هم مثل بقیه دسته ها توی آب می رفتیم چیزی از گردان غواصی باقی نمی موند و

همه شهید می شدن

صبح کربلا 4 از فرماندهی خبر رسید که همه باید برگردن به عقب چون عملیات لو رفته

راوی میگه صبح کربلا 4 هر چی غواص نیمه جان بود عراقی ها می اومدم و تیر خلاصی می زدن

دشمن اون روز هر چی خمپاره و گلوله بود سمت ما شلیک می کرد

راوی می گه تو کانال ها که بدو بدو به عقب بر می گشتیم گرمی و صدای سوت تیرهای

مختلف رو می شنیدیم که از کنار ما رد میشد و

و همه اونایی که سالم بودن به هر شکلی که بود از تیر های دشمن که بدون هیچ هدفی زده

می شد به عقب برگشتن تا عملیات بعدی

حالا این وسط چه بلایی سر مسعود اومده کسی خبر نداره - آیا اون رو موجودات عجیب

غریبی که تو اروند بودن خوردن؟ آیا اون از سرما یخ زد و شهید شد؟ آیا نیمه جان بود

تا صبح عملیات و صبح عملیات عراقی ها تیر خلاصی زدن؟



برچسب‌ها: شهدای غواص ،
یکشنبه پنجم آبان 1392 08:21 ب.ظ
سلام و عرض ادب

ممنون که به سنگرمون آمدید

فقط لطف کنید مطالبی که از وبلاگ ما درج کردید با ذکر منبع باشه

ضمنا" حقیر از طرفی با مسابقات وبلاگ نویسی موافقم واز طرفی مخالف
موافقم چون خیلی ها بعد مسابقات وبلاگشون رو ادامه دادن

مخالفم چون وبلاگ نویسی همایشی نمایشی میشه
بعد طرف بعد جشنواره ول می کنه و میره

باید وبلاگ نویسان بدونن وارد عرصه ممی دارن میشن
ضمنا تا یادم نرفته وبلاگ بسیار خوبی دارید

موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
طراحی و کدنویسی قالب های مذهبی : شهدای کازرون
Temlate By : 1100Shahid.ir
لینک دوستان ما
لوگوی ما
لوگوی ما

وبلاگهای دیگرم

یه دختر چادری

فروغ تابان ولایت

آخرین مطالب وبگاه
» شهید مرتضی آوینی
» افتخارات وبلاگ
» پوستر اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی/3
» پوستر اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی/2
» پوستر اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی/1
» اینفوگرافی بیانات آقا در خصوص نامگذاری امسال
» تقارن نوروز 93 با ایام فاطمیه/3
» تقارن نوروز 93 با ایام فاطمیه/2
» تقارن نوروز 93 با ایام فاطمیه/1
» دهه فجر گرامی باد
» بدون شرح
» در جنگ اقتصادی هم، ما برنده ایم
» کاریکاتور مدیریت مصرف در اقتصاد مقاومتی
» گامهای حمایت از کار و سرمایه ایرانی
» بسیج عمومی مصرف کالای داخلی
» نمونه تاریخی از اقتصاد مقاومتی در کتاب «تلخ ترین نوشته من»
» اینفوگرافی ده نکته پیرامون اقتصاد مقاومتی
» اقتصاد قرآنی، الگوی حماسه اقتصادی
» « سیره اقتصادی امام علی(ع) » + دریافت فایل مقاله
» حماسه‌ی اقتصادی عامل تداوم اقتصاد مقاومتی و تجلی آن
» چرا ایرانی ها باید کالای ایرانی مصرف کنند؟
» اکنون زمان خلق حماسه اقتصادی است
» عوارض تورم بر اقتصاد ملی
» عوامل موثر بر تورم
» اقتصاد مقاومتی زیرساخت خلق حماسه اقتصادی
» الزامات حماسه اقتصادی
» اینفوگرافی الزامات حماسه اقتصادی
» آگاهی بخشی نسبت به مصرف
» حماسه اقتصادی از دیدگاه مقام معظم رهبری
» ۲۰ دستاورد نامگذاری سال ۹۲ به عنوان سال حماسه سیاسی و اقتصادی
موضوعات وبگاه
پیوندهای روزانه
» جشنواره ملی سرزمین نور
» عزم حماسه اقتصادی 92
» شاهدان شهید ... بچه های آسمانی
» اسپمر میهن بلاگ
» یاد ایام
» کوچه پنجم
» خدا نهایت عاشقی
» گردان غواصی نوح
» روایت های دلبر
» کبوتر غریب حرم (وبلاگ خودم)
» امام غریب (وبلاگ خودم)
» روح الله موسوی الخمینی (ره) (وبلاگ خودم)
» پایگاه اختصاصی سردار شهید حاج احمد کاظمی
» اینجا سیم دلت به آسمان وصل می شود
» یاران سایبری
» جشنواره ملی هم نگاران
» Beheshtiyan
» سایت تفریحی سرگرمی آنلاین پاتوق
» ***عصر ظهور***
» یک شهید
» سرباز وطن
» شهدای کازرون
» راز مجنون
» مجموعه طرح های خون
» شهید بروجردی
» »»یه وبلاگ روستایی««
» جشنواره وبلاگ نویسی تبیان قم
» انتخابات تجلی حماسه سیاسی ( احمد بریمی پور )
» پایگاه فرهنگی ولایت 92 (احسان ملاکاظمی )
» حماسی ( مقداد حیدری )
» حماسه ( مسابقه وبلاگ نویسی حماسه سیاسی )
» وطنم ایران
» امام غریب
» مردی از جنس حماسه
» در سایه ولایت
» سایبون
» استیضاح
» سردار عاشورایی سپاه اسلام ، شهید حسین قجه ای
» سرباز جنگ نرم
» ناحیه مقاومت بسیج شهید رجایی
» معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری قم (مسابقه وبلاگ نویسی)
» فصل رویش ـ کانون فرهنگی مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
» مرکز اسناد انقلاب اسلامی
» یک شهید
» ابزار ساخت کد آیکون
» محفل ( مسابقه وبلاگ نویسی فاطمیه )
» کتابخانه مجازی ایران
» مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی
» جشنواره طلایه داران بصیرت
» chastity & curtain *** وبلاگ خودم
.: تمام پیوندها :.

.: ارسال پیوند روزانه :.
برچسب ها
طراح قالب
شهدای کازرون
لوگوی همسنگران
,

ابزار وبلاگ

،

آوازک

، ,

کد حرکت متن دنبال موس ,

,

کد کج شدن تصاویر

,
دانشجویان پرورش صنعتی طیور
حذف لینک مخفی ما حرام بوده و عواقب اخروی خواهد داشت